دوشنبه 29 آبان 1396 19:46
photograph momaiez
nima Chekhov
کتاب های پیشنهادی
تازه های نشر
سیمرغ چاپ

مهدی قرقچیان

سیمرغ و سزار 

سزار همه ی طبیبان حاذق را به قصر دعوت کرد: « می خواهم بچّه ام باهوش تر به دنیا بیاید. بچّه را با مادرش دوست دارم . » طبیبان دور هم جمع شدند: « یا مادر می ماند یا بچّه. » ! هیچ راهی نبود. تنها یک راه مانده بود: “سیمرغ ” . پر سیمرغ را آتش زدند ، آمد :
– شکمش را پاره کنید و بچّه را به دنیا آورید. بعد بدوزیدش.
گفتند : « دردش را تاب نیاورد. »
– مست و از خود بی خودش کنید .
امّا کشیشان گفتند: « در جامعه ی بهشتی کسی مست و از خود بی خود نمی شود . »
هم مادر مرد و هم بچّه. 

 

*** 

سیمرغ و دشمن رویین تن 

 

فرماندهان و امرا جمع شدند. دشمن به پشت دروازه ی شهر رسیده بود.
- چه کشته شویم وچه بکشیم ، پیروز جنگیم ،امّا چگونه دشمن را از پا در آوریم؟
همه ی وسیله های ارتباطی قطع شده بود. پر سیمرغ را آتش زند .
سیمرغ تا اوضاع رادید گفت:« دستان را روی سرتان بگذارید و تسیلم شوید. »

 

 

بیوگرافی

سلام
سپاسگزارم.
حقیر مهدی قرقچیان متولد هشت تیر 1359 از تهران می باشم.
در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مواد گرایش شناسای انتخاب مواد می باشم .
شاغل در شرکت پتروشیمی ماهشهر.

باتشکر


یادداشت های بازدیدکنندگان
نام شما / ایمیل شما

داستان، نقد، گفتگو، گزارش
متن ادبی

مهدی محمدزاده


ادامه مطلب...
چهلم استاد

سیما غفوری


ادامه مطلب...
سیمرغ

مهدی قرقچیان


ادامه مطلب...
خاکستریِ کبود...

بهناز امانی


ادامه مطلب...
از دنیای کتاب های داستانی
رمان نوجوان شاه‌آبادی

 

رمان «لالايي براي دختر مرده» اثر حميدرضا شاه‌آبادي


ادامه مطلب...
«جين اير»؛ داستانی ديگر از عاشقانه‌های كلاسيك

اثري از شارلوت برونته با ترجمه نوشين ابراهيمي


ادامه مطلب...
من يك اسب هستم

 

داستاني به قلم رستم وحيدي براي كودكان گروه سني «الف» و «ب»


ادامه مطلب...
داستان‌هاي ناگوار براي بچه‌ها

رمان شش جلدي «داستان‌هاي ناگوار» نوشته‌ي «لموني اسنيكت»


ادامه مطلب...

sokhangostar All Rights reserved 2007

 info@sokhangostar.com